چه عیبی داره آدم با خودش عهد کرده باشه اینجا جز از «حج» و «عمره» چیزی ننویسه، حدیث نفس هم نگه، اما حالا دلش بخواد بیاد اینجا بلندبلند بگه من دلم هوس ِ «کربلا» کرده!؟
اصلاً چه عیبی داره آدم عهدشکنی هم بکنه!؟
چه عیبی داره توی ِ ایام ِ فاطمیه، گُل ِ «مدینه»، دلت هوس ِ «کربلا» کنه!؟
که اصلاً مگه چندتا فاطمیه رو مدینه نبودی؟ خیلی لذتبخش بود!؟
نه!
بگو که مرگآور بود!
و سالم برگشتن، یعنی نهایت ِ پوستکلفتی!
بگو وقتی شب شهادت، توی بینالحرمین، گُله به گُله دستفروشها بودند و آدمهایی که هرکدوم به کار خودش مشغول بود و همه چیزی میدیدی، الّا اونی که باید؛
کانّه دلت رو گذاشتند اون وسط و، دارند ساطور ساطورش میکنند!
نه کسی دلش شور ِ چیزی رو میزد، نه نگران ِ چیزی بود، و نه منتظر!
بگو که وقتی چشمت توی چشم یکی از این زنان عرب میافتاد که حتی بهت لبخند هم میزدند، تو با چشمات غیضی میکردی نابخشودنی، وقتی برات تداعی میشد اینها از نسل همون زنانی هستند که وقتی رفتند عیادت...
خواب قشنگی نبود وقتی رفتی هتل و سرت رو که گذاشتی روی بالشت، چشمهات رو که بستی، دیدی حضرت ِ صاحب، تنها نشسته سر ِ قبر ِ مادر شهیدهمون...
.
.
.
داشتم میگفتم «کربلا»؛ چرا باز از «مدینه» نوشتم؟
.
.
.
بیا؛ بزرگواران نگن ما راغبتریم حواشی بنویسی!
حواشیهای بعد از سفر، همه انفجاریه! بدون اینکه ویرایش ادبی بشند! خام ِ خام!
...
مادر! نمیشود که برایم دعا کنی
درد مرا به دست طبیبت دوا کنی
یا اینکه یک سحر به قنوت نماز وتر
یادی از این اسیر قدیم شما کنی
این دستهای خسته و خالی دخیل توست
یعنی نمیشود که به من هم عطا کنی؟
روزی به جای دانهی گندم دل مرا
در سنگ آسیای غمت جابهجا کنی
عمری اسیر کوچه تنگی شدیم تا
ما را به روی چادر خاکیت جا کنی
...
آنچه در پی میآید، نکاتی چند از آثار و اهداف زیارت معصومین -علیهمالسلام- خواهد بود...

۱- تعظیم و بزرگداشت اولیای الهی
این عمل، حفظ شعائر الهی و مصداقی از آیهی «من یعظّم شعائر الله فانها من تقوی القلوب» است. یاد و خاطرهی آنان، یاد کردن بندگی و دلسپردگی آنان به خدا، ایثار و جانفشانیهایشان در دفاع از دین حق، عبادتها و نیایشهای ایشان در محضر باریتعالی و... است.
ملاقات و زیارت عارفانه و خالصانهی پیشوایان معصوم ما، تقدیر و سپاس از هدایتگری آنان و اذعان به مقام والا و بزرگ ایشان در پیشگاه خداوند است.
زائر حرم نبوی، بر پادشاه بزرگی وارد میشود که در بارگاه او جز پاکان نزول نکنند و اجازه نیابند و همانا او حرمی را اراده کرده که انبیاء و مرسلین و ملائک مقرّبین بدون اذن داخل آن میشوند... او در نزد خدا بسی بزرگ است.
المراقبات، ج۲، ص۲۳۳
۲- کسب طهارت و پاکی و دوری از گناهان
زائر، با توجه به معنویات و دعا و ذکر و نماز در حرم اولیای الهی و سعی در خودسازی و کسب طهارت درونی، خود را جهت بار یافتن به درگاه آنان آماده میکند. ضمن آنکه، معنویت و جذبههای روحانی رسول اکرم -صلیالله علیه و آله- و امامان بزرگوار -علیهمالسلام-، پرده از حجابها و ظلمات بیشمار ما برمیدارد و موجب پاکی تیرگیهای درون میشود.
آنان خود پاک و طاهرند، و زائران خود را به سوی پاکیها و معنویات میکشانند.
انّما یرید الله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا
احزاب/۳۳
قرآن نیز به کسانی که گناه، و بر خود ستم کردهاند توصیه میکند که به حضور پیامبر -صلیالله علیه و آله- بشتابند و از او طلب مغفرت کنند و آن حضرت نیز برای آنان از خداوند آمرزش بطلبد.
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروالله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً
نساء/۶۴
۳- تقرب و نزدیکی به خدا
از آنجا که زیارت همچون پیوند و تجدید عهدی با بندگان خالص خداوند است، زمینهی کسب صفات شایسته و عامل رشد، و در نتیجه تقرّب به خدا است.
حضور انسان ناقص در برابر انسان کامل، انگیزهی کمالیابی او را متوجه خدا میکند.
پیامبر اکرم -صلیالله علیه و آله- خطاب به حضرت علی -علیهالسلام-:
یا اباالحسن! به درستی که خدای تعالی، قبر تو و فرزندان تو را بقعههایی کرده است از بقعههای بهشت و عرصهای از عرصههای آن، و دلهای خلق و برگزیدگان بندگان خود را مایل به آنها ساخته است تا خواری و اذیت راه را متحمل شوند و قبور شما را تعمیر کنند و بسیار به زیارت آیند، به جهت تقرب خدا و دوستی پیغمبر او...
معراج السعاده، ص۷۰۳
اگر پیامبر -صلیالله علیه و آله- به کَرم و فضل خود به تو توجه کند و تو را بپذیرد و زیارت تو را قبول کند و سلام تو را جواب گوید و سخن تو را گوش دهد، خوشا به حال تو!
باز خوشا به حال تو!
در این صورت چنان است که به زیارت خدای جلّ جلاله نائل گشتهای. و در این کار با فرشتگان مقرّب و پیامبران مرسل، شریک گشتهای...
المراقبات، ج۲، ص۲۳۳
ادامه دارد...
